مولای تنها

سفری که تنهایی و بی کسی, بی یاری امام مظلوما نرا فریاد میزد،،،با تمام وجودم دریافتم که مولایم تنهاترین مظلوم عالم است....

به فکر همه هستیم جز به فکر قطب دایره امکان او که به یمنه رزق الورا و بوجوده ثبتت الارض و السما
و فقط طوطی وار میگوییم  
اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
به ابی انت و امی و نفسی و اولادی

اما کجاست مرد عمل ...کجا هستند آن  سلمانها و مقداد ها و ابوذرها کجا کجا ...

مولای من زیارت اجداد بزرگوارتان ،تنهایی و غریبی و بی کسی شما را در آن انبوه جمعیت ،کنار آن ضریحهای پاک فریاد میکشد


مولای من جمعیت کثیری که در ایام شهادت مادرتان کنار حرم مطهرامیرالمومنین و فرزندان شهید و به خون غلتیده اش گرد آمده

 ،،،همه برای خواستهای خود ،شفای مریضانشان ادای قرض هایشان ،دنیا و دنیا و دنیایشان ندبه و زاری میکردند .و اگر از گوشه ای  ناله اللهم عجل لولیک الفرج به گوش میرسید چه غریب و ضعیف و تنها بود

میدانم که امر شده ایم که تمام خواسته ها را تا نمک غذایمان را از شما بخواهیم ...اما اما چرا فرج شما خواسته ما نیست چرا برطرف شدن غم شما ،چرا دعابرای خواسته های شما را به  فراموشی   سپرده ایم .

چرا وقتی به ما یاداوری میشود مولای غریب و تنهایتان را دعا کنید ...این گونه دعا میکنیم ،خدایا امام زمانم را برسان تا به این خواسته و آن خواسته ام برسم ،برای من فرجی شود ....هیچ گفته ام بیاید تا غم از دل او برود تا او از این انتظار رها شود بیاید تا در خدمتش باشم بیاید تا بگویم مولا به ابی انت و امی و نفسی و اولادی

بگوییم آقایم تو را به خاطر تو میخواهم نه خود خواهی خودم ،میخواهم من در  خدمتت باشم

سرورممولایم لبخند غمگین شما را مجسم میکنم که فریاد میزند حال دیدی چه تنهایم حال دیدی حتی میان شیعیان جدم چه  غریب و مظلومم  به امید کدامین یاور بیایم  ..اما من هیچگاه شما را از یاد نمیبرم  از غم شما غمگین و با سرور شما شاد میشوم

 ...


   مولایم من گنه کارم اما دستم را رها نکن

/ 0 نظر / 4 بازدید