فاطمه ،فاطمه است

 ولادت بانوی دو عالم را به ساحت مقدس صاحب الزمان و تمام دوستدارانشان تبریک عرض مینمائیم
کرامت عبارت است از «انجام کار خارق العاده با قدرت غیر عادی و بدون ادعای نبوت و یا امامت.» (1)
به عقیده اکثریت علمای مذاهب اسلامی - جز گروه اندکی از معتزلی‌ها - صدور کرامت از اولیای خداوند و به دست آنها ممکن است. به قول دانشمندان «ادل دلیل علی امکان الشیی وقوعه; بالاترین دلیل بر امکان چیزی، وقوع و انجام آن چیز است.»
در تاریخ نمونه‌های زیادی از کرامات اولیای خداوند نقل شده است. مثل: سرگذشت حضرت مریم علیها السلام و جریان ولادت فرزندش حضرت عیسی علیه السلام و نزول میوه‌های بهشتی در محراب عبادت برای او و نیز داستان عاصف بن برخیا و انتقال تخت ملکه صبا از یمن به فلسطین در یک چشم به هم زدن و داستان‌هایی که شیعه و سنی درباره کرامات حضرت علی علیه السلام نقل کرده اند (2).
در این مقاله بر آنیم تا گوشه ای از کرامتهای حضرت زهراعلیها السلام را بیان کنیم.
 
1 - سخن گفتن با مادر در دوران جنینی
در دوران بارداری خدیجه کبری، فاطمه علیهاالسلام از درون شکم مادر با وی سخن می گفت، به برخی روایات در این زمینه اشاره می کنیم:
الف) از خدیجه علیها السلام نقل شده است: در زمانی که به فاطمه حامله شدم، وی در شکمم با من صحبت می کرد.
«لما حملت بفاطمة کانت حملا خفیفا تکلمنی من باطنی; (3) زمانی که فاطمه را باردار بودم، حملی سبک بود و از باطنم با من سخن می گفت.»
ب) دهلوی نقل می کند: «آن زمان که خدیجه به فاطمه حامله گردید، وی در درون شکم مادر، با وی سخن می گفت و خدیجه این مطلب را از رسول خدا پنهان می کرد. روزی رسول خدا بر خدیجه وارد شد، دید با کسی سخن می گوید، بدون این که شخصی نزد او باشد. فرمود: با چه کسی سخن می گفتی؟ عرض کرد: با کسی که در شکم دارم. حضرت فرمود:«ابشری یا خدیجة هذه بنت جعلها الله ام احد عشر من خلفائی یخرجون بعدی وبعد ابیهم; بشارت تو را ای خدیجه، این [را که در شکم داری] دختری است که خداوند او را مادر یازده تن از جانشینان من قرار داده است; که ایشان پس از من و پدرشان [علی علیه السلام به عنوان امام] خارج می شوند.» (4)
 
 
2 - آمدن حور العین و زنان بهشتی هنگام ولادت حضرت زهرا علیها السلام
 
حضرت خدیجه علیهاالسلام به زنان قریش و بنی هاشم پیغام داد که زمان وضع حمل من نزدیک است، مرا در این امر یاری نمایید، ولی آنان پاسخ دادند: ای خدیجه! چون تو در ازدواجت از سخنان ما سرپیچی نمودی، و محمد یتیم را به همسری برگزیدی، ما نیز تو را یاری نمی کنیم. خدیجه از این جواب سخت غمگین و ناراحت شد، در این هنگام چهار زن، همانند زنان بنی هاشم وارد شدند، در حالی که خدیجه از دیدن آنان هراسان شده بود، یکی از آن چهار زن به خدیجه گفت: غمگین مباش، پروردگارت ما را برای یاری تو فرستاده است. ما خواهران و یاوران تو هستیم. من «ساره » هستم، این «آسیه دختر مزاحم » رفیق بهشتی تو است و این هم «مریم دختر عمران » است و این یکی «کلثوم خواهر موسی بن عمران » است، خدا ما را برای کمک به تو فرستاده است تا یاور و پرستار تو باشیم.
یک نفر از آن چهار زن در سمت راست خدیجه، دومی در طرف چپ او، سومی در پیش رویش، و چهارمی در پشت سر او نشستند و فاطمه پاک و پاکیزه تولد یافت.
پس از تولد آن حضرت، ده نفر حور العین، که در دست هر یک ظرفی بهشتی پر از آب کوثر و یک طشت بهشتی بود وارد شدند و حضرت فاطمه را با آب کوثر شستشو دادند و سپس در میان پارچه ای که از شیر سفیدتر، و از مشک و عنبر خوشبوتر بود پیچیدند. (5) »
حضرت فاطمه علیها السلام در هنگام ولادتش حور العین و بانوان عالی مقام یاد شده را کاملا شناخت و با ذکر نام به تک تک آن ها سلام کرد. این کرامت نشان می دهد که ملاقات و آشنایی آن حضرت با آنان بی سابقه نبوده، و آن وجود مقدس قبلا عوالمی را طی کرده و در مسیر ملکوتی خویش، آن فرستادگان آسمانی را دیده و شناخته است (6).
پس از تولد آن حضرت، ده نفر حور العین، که در دست هر یک ظرفی بهشتی پر از آب کوثر و یک طشت بهشتی بود وارد شدند و حضرت فاطمه را با آب کوثر شستشو دادند و سپس در میان پارچه ای که از شیر سفیدتر، و از مشک و عنبر خوشبوتر بود پیچیدند
 
3 - نورانی شدن مکه و جهان با نور ولادت فاطمه علیها السلام
کرامت دیگری که برای آن بانوی بزرگ اسلام ذکر شده، این است که چون آن مولود مقدس پا به دنیا نهاد، نوری از طلعت او ساطع شد که پرتو آن به تمام خانه های مکه وارد گردید، و در شرق و غرب زمین محلی نماند که از نور او بی بهره باشد، چنان که در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «فلما سقطت الی الارض اشرق منها النور...; (7) زمانی که [فاطمه علیه السلام] به دنیا آمد، نور از او ساطع گشت.»
در قسمت دیگری از این روایت می خوانیم: «و بشر اهل السماء بعضهم بعضا بولادة فاطمة و حدث فی السماء نور زاهر لم تره الملائکة قبل ذلک (8); بعضی از اهالی آسمان به برخی دیگر ولادت حضرت زهرا را بشارت می دادند، و نور بسیار درخشانی در آسمان حادث شد که فرشتگان قبل از آن نظیرش را ندیده بودند.»
در روایت اهل سنت آمده است: «فلما تم امد حملها وانقضی وضعت فاطمة فاشرق بنور وجهها الفضاء (9); آن هنگام که مدت حمل فاطمه تمام شد، خدیجه او را به دنیا آورد، و به نور جمال او، فضا روشن و منور گردید.»
این نور در روز قیامت آشکارتر خواهد شد، چنانکه از ابن عباس نقل شده که «در روز قیامت، اهل بهشت ناگهان متوجه می شوند که بهشت همانند روشنی روز توسط خورشید، روشن شد، سؤال می کنند که خدایا فرمودی «در بهشت خورشیدی وجود ندارد (10) » پس این نور چیست؟ جبرئیل جواب می دهد، این نور خورشید نیست بلکه نور خنده فاطمه و علی علیهما السلام است. (11) »
 
4 - سجده هنگام ولادت
کرامت دیگر آن حضرت این است که به هنگام ولادت به سجده افتاد، چنانکه از خدیجه کبری نقل شده است: «فولدت فاطمة، فوقعت علی الارض ساجدة رافعة اصبعها (12); هنگامی که فاطمه به دنیا آمد، به روی زمین به حال سجده افتاد در حالی که نگشت خویش را بالا گرفته بود.»
 
 
5 - گفتن شهادتین هنگام ولادت
کرامت دیگر آن حضرت این است که هنگام ولادت، به توحید و رسالت و ولایت شهادت داد. امام صادق علیه السلام در این رابطه می فرماید: «فلما سقطت... فنطقت فاطمة بالشهادتین و قالت اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی رسول الله سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط (13); بعد از اینکه پا به دنیا گذاشت ... سخن خود را با شهادتین آغاز نمود و گفت: شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست، و پدرم فرستاده خدا و سید و سالار پیامبران است و همسرم سید اوصیاء، و فرزندانم سید و سالار نوادگان رسول خدا هستند.»
روایت فوق، اولا نشان می دهد که آن حضرت به هنگام تولد سخن گفته و دیگر این که از آینده و همسری خود با علی علیه السلام و امامت فرزندان خود خبر داده است.
 
 
6 - جامه بهشتی
از ابن جوزی نقل شده است: در هنگام زفاف فاطمه علیها السلام (بعد از دادن جامه عروسی خود به فقیر) جبرئیل به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده، عرض کرد: یا رسول الله! پروردگارت سلام می رساند، و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه سلام برسانم و برای فاطمه جامه ای از دیبای سبز از جامه های بهشتی فرستاده است. فاطمه بعد از پوشیدن لباس نزد پدر آمد، حضرت با عبای خود، و جبرئیل با بال های خود آن جامه را پوشاندند تا نور آن باعث آزار دیدگان نشود.(14)
 
 
7 - هم صحبتی با ملائکه
دانشمندان شیعه و سنی معتقدند که بعد از پیامبر اکرم یقینا انسان هایی بوده اند که هم سخن ملائکه قرار می گرفتند، منتهی در مصداق آن اختلاف دارند.
از کرامت های مهم حضرت این بود که بعد از پدر، با ملائکه هم صحبت بود.
امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «فاطمة بنت رسول الله کانت محدثة ولم تکن بنبیة انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائکة کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران (15); فاطمه دختر رسول خدا، محدثه بود، ولی پیامبر نبود. فاطمه از این جهت محدثه نامیده شده است که فرشتگان از آسمان نازل می شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفت وگو داشتند.»
فاطمه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله 75 روز بیشتر زنده نماند و غم جانسوز داغ پدر، قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می رسید و او را در عزای پدر تسلیت می گفت (16) و تسلی بخش خاطر غمین زهرا بود، و گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن می گفت و گاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر فرزندانش وارد می گردد، خبر می داد. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آنچه جبرئیل املاء می کرد، همه را به رشته تحریر در می آورد و مجموعه این سخنان در کتاب ویژه ای جمع آوری شده، که به نام "مصحف فاطمه" یاد می شود. در زیارت نامه حضرت می خوانیم: «السلام علیک ایتها المحدثة العلیمة.» (17)
 
 
8 - گردش آسیاب
میمونه می گوید: پیامبرصلی الله علیه وآله مقداری گندم را توسط من نزد فاطمه فرستاد تا با دستاس آن را آرد نماید، گندم را نزد حضرت بردم، دیدم حضرت ایستاده (ظاهرا نماز می خواند) ولی آسیاب می چرخید و حرکت می کرد، این خبر را به پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کردم، فرمود: خداوند، ناتوانی و ضعف جسمانی فاطمه را می داند، لذا به آسیاب و دستاس دستور می دهد که خود دور بزند، او هم می گردد. (18)
از خدیجه علیها السلام نقل شده است: در زمانی که به فاطمه حامله شدم، وی در شکمم با من صحبت می کرد. «لما حملت بفاطمة کانت حملا خفیفا تکلمنی من باطنی; زمانی که فاطمه را باردار بودم، حملی سبک بود و از باطنم با من سخن می گفت.»
 
 
9 - حرکت گهواره
در روایتی می خوانیم: «ربما اشتغلت بصلاتها وعبادتها فربما بکی ولدها فرؤی المهد یتحرک وکان ملک یحرکه (19); گاهی حضرت مشغول خواندن نماز و عبادت بود، فرزندش گریه می کرد، گهواره به حرکت درمی آمد، و فرشته ای بود که آن را حرکت می داد.»
 
 
10 - غذای بهشتی
علی علیه السلام دیناری قرض گرفته بود که با آن چیزی تهیه کند تا شدت گرسنگی را از فاطمه علیهاالسلام و فرزندانش رفع کند. مقداد را دید که از گرسنگی شدید اهل و عیالش خبر می دهد، حضرت، دینار رابه او بخشید. بعد از خواندن نماز ظهر و عصر، پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: ای اباالحسن آیا شما چیزی در منزل دارید تا به منزل شما بیایم، علی علیه السلام بر اثر خجالت و حیاء از پیامبرصلی الله علیه وآله عرض کرد: تشریف بیاورید. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دست علی را گرفته و با هم وارد خانه زهراعلیها السلام شدند، او در حال نماز بود و پشت سر وی ظرفی بود که از آن بخار برمی خاست.
وقتی صدای پیامبرصلی الله علیه وآله را شنید، از محراب نماز خارج شده و به پدر بزرگوار خویش سلام کردد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بعد از جواب سلام فرمودند: برای ما غذایی بیاور، خداوند رحمتش را بر تو نازل کند.
فاطمه علیها السلام ظرف غذا را آورده، در مقابل پیامبرصلی الله علیه وآله و علی علیه السلام نهاد. علی علیه السلام سؤال کرد: ای فاطمه! این طعام از کجاست؟ من هرگز طعامی به این خوشرنگی ندیده و خوشبوتر از آن بوئی استشمام نکرده و خوش مزه تر از آن نخورده ام.
رسول اکرم صلی الله علیه وآله دست مبارک خود را بین دو کتف علی علیه السلام نهاد، مختصری فشرد و فرمود: این پاداش دیناری است که تو در راه خدا دادی.
آن گاه اشک رسول خداصلی الله علیه وآله جاری شد و فرمود: سپاس خدای را که ابا می کند که شما را بدون مزد و پاداش از دنیا ببرد. ای علی! پروردگارت می خواهد آنچه را که بر زکریا جاری فرموده، بر تو نیز جاری نماید.
آنگاه رو به حضرت زهرا کرد و فرمود: «ویجریک یا فاطمة فی المجری الذی اجری فیه مریم «کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یا مریم انی لک هذا قال هو من عندالله; و تو را ای فاطمه در همان مسیری که مریم را حرکت داد، پیش برد. [چنان که قرآن می گوید:] «هر گاه زکریا وارد محراب او می شد، غذای مخصوصی در آن جا می دید، از او می پرسید: ای مریم، این را از کجا آورده ای؟! می گفت: این از سوی خداست.» (20)
قابل دقت است هرچند این غذا پاداش عطای علی علیه السلام است و کرامتی برای او به حساب می آید، ولی برای فاطمه علیها السلام نیز کرامت محسوب می شود; چرا که خداوند به احترام او چنین میوه ای را از بهشت فرستاده است.
 
 
 
11 - زیان نرساندن آتش به بدن فاطمه علیها السلام
انس می گوید: حجاج بن یوسف از این حدیث که عایشه دیده بود فاطمه علیها السلام با دست خود، غذای داغ دیگ را به هم می زند، پرسید. گفتم: بله، عایشه بر فاطمه زهراعلیها السلام وارد شد در حالی که غذا برای حسنین علیهما السلام آماده می کرد، ظرف غذا کاملا می جوشید، دید فاطمه با دست خود (بدون هیچ وسیله ای) دیگ جوشان را به هم زد، عائشه هراسان و فریادزنان نزد پدر خود (ابوبکر) رفت، ماجرا را تعریف کرد، ابوبکر گفت: این صحنه را کتمان کن [و با کسی مطرح نکن] زیرا امر بسیار بزرگی است.
این خبر به پیامبرصلی الله علیه وآله رسید، حضرت بالای منبر رفت، بعد از حمد و ثنای الهی، فرمود: ماجرای دیگ و آتش فاطمه زهرا را خیلی بزرگ و عجیب تلقی می کنند ... .
«لقد حرم الله عزوجل النار علی لحم فاطمة ودمها وعصبها وشعرها وفطم من النار ذریتها وشیعتها... الویل ثم الویل، الویل، لمن شک فی فضل فاطمة (21); خداوند آتش را بر گوشت و خون و رگ و موی زهرا حرام نموده است (هرگز به او زیانی نمی رساند) و شیعیان و فرزندان او را از آتش [جهنم] به دور داشته است... . وای بر شما، خشم و عذاب خدا بر کسی که در فضیلت فاطمه شک کند.»
این نوع کرامت، ریشه قرآنی هم دارد، چرا که خداوند آتش را بر ابراهیم علیه السلام سرد و گلستان قرار داد، «یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم » (22) پس بعدی ندارد که بدن فاطمه را که انبیاء به او توسل جسته اند، بر آتش حرام گرداند.
امام صادق علیه السلام در این رابطه می فرماید: «فلما سقطت... فنطقت فاطمة بالشهادتین و قالت اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی رسول الله سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط (13); بعد از اینکه پا به دنیا گذاشت ... سخن خود را با شهادتین آغاز نمود و گفت: شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست، و پدرم فرستاده خدا و سید و سالار پیامبران است و همسرم سید اوصیاء، و فرزندانم سید و سالار نوادگان رسول خدا هستند»
 
 
12 - گریه هستی بر گریه زهراعلیها السلام
کرامت دیگر آن حضرت همراهی هستی، با رفتار او و از جمله گریه اوست. وقتی در لحظات آخر عمر پدر بزرگوارش اشک می ریخت، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «والذی بعثنی بالحق لقد بکی لبکائک عرش الله و ما حوله من الملائکة والسموات والارضون و ما فیهما; قسم به آن کسی که مرا به رسالت بر انگیخت همانا از گریه تو عرش خدا و ملائکه و آسمان ها و زمین و تمام موجودات گریستند.» (23)
 

کرامات بعد از شهادت
 
1 - بیرون آمدن دست های زهراعلیها السلام از کفن
هنگامی که امام علی علیه السلام بدن زهراعلیها السلام را کفن کرد، وقتی که خواست بندهای کفن را ببندد فرزندان خود را صدا زد و فرمود: «هلموا تزودوا من امکم; بیایید از دیدار مادرتان توشه بگیرید.» حسن و حسین علیهما السلام فریاد زنان مادر را صدا می زدند، و می گفتند: وقتی که به حضور جدمان رسیدی سلام ما را به او برسان و به او بگو: بعد از تو در دنیا یتیم ماندیم. آه! آه! چگونه شعله غم دل از فراق پیامبرصلی الله علیه وآله و مادرمان خاموش گردد؟!
امیر مؤمنان می فرماید: «انی اشهد الله انها قد حنت وانت ومدت یدیها وضمتهما الی صدرها ملیا; من خدا را گواه می گیرم که فاطمه ناله جان کاه کشید و دست های خود را باز کرد و فرزندانش را مدتی به سینه اش چسبانید.» ناگاه شنیدم هاتفی در آسمان ندا داد: «یا اباالحسن ارفعهما عنها فلقد ابکیا والله ملائکة السماء ...; ای علی! حسنین را از روی سینه مادرشان بردار، سوگند به خداوند، که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. (24) »
 
 
2 - نام زهراعلیها السلام و نزول آب بهشتی
امام صادق علیه السلام فرمود: از ام ایمن نقل شده، که در راه مکه به جحفه به عطش شدیدی دچار شدم تا آنجا که جانم به خطر افتاد، پس رو به آسمان نموده عرض کردم: ای پروردگار من، مرا دچار تشنگی نموده ای در حالی که من خادمه دختر پیغمبرت می باشم؟ آن گاه دیدم که سطلی از آب بهشتی ظاهر شد، از آن نوشیدم. قسم به خانمم فاطمه زهرا علیها السلام که بعد از آن تا هفت سال گرسنگی و تشنگی بر من عارض نشد. (25)
برای حضرت زهرا علیهاالسلام کرامات بسیاری نقل شده است که به دلیل ضیق مقال، به همین مقدار بسنده می کنیم.
 
 
 
نوشته‌ی: سید جواد حسینی
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
 
1) شیخ محمدرضا مظفر، بدایة المعارف، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ج 1، ص 239.
2) ر.ک، علامه حلی، کشف المراد، (قم، مؤسسه النشر الاسلامی، پنجم، 1415 ه.ق)، ص 351.
3) عبدالرحمن شافعی، نزهة المجالس، ج 2، ص 227.
4) عیون المعجزات، ص 51.
5) بحار الانوار، (پیشین)، ج 16، ص 80 و ج 43، ص 2 - 4; امالی صدوق، ص 475 - 476. و ر.ک: مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 304.
6) بحار الانوار، (پیشین)، ج 26، ص 117 - 132.
7) بحار الانوار، ج 16، ص 80 - 81; ج 43، ص 2.
8) همان، (پیشین)، ج 43، ص 3.
9) شعیب بن سعد مصری، روض الفائق، ص 214.
10) انسان/13.
11) بحار، (پیشین)، ج 35، ص 241; امالی صدوق، ص 333، ح 11.
12) قندوزی، ینابیع المودة، ص 198; علی بن یونس عاملی، الصراط المستقیم، ص 170.
13) بحار الانوار، ج 43، ص 3.
14) قاضی نورالله حسینی، احقاق الحق، طهران، مکتبة الاسلامیة، ج 10، ص 401.
15) بحار الانوار (پیشین)، ج 26، ص 75.
16) اصول کافی، ج 1، ص 241; بحار الانوار، (پیشین)، ج 22، ص 546 و ج 26، ص 41.
17) بحار الانوار، ج 97، ص 195.
18) عسقلانی، لسان المیزان، چاپ حیدر آباد، ج 5، ص 65; میزان الاعتدال، ذهیس، بیروت، دارالمعرفة، ج 3، ص 468.
19) بحار الانوار، ج 43، ص 45.
 
20) ذخائر العقبی، چاپ قدس، ص 45 - 47.
 
21) فاطمة الزهراء، پیشین، ص 102.
 
22) انبیاء/69.
 
23) بحار الانوار، ج 22، ص 491 - 484.
 
24) بیت الاحزان، ص 154.
 
25) بحارالانوار، ج 62، ص 102; مستدرک الوسائل، ج 5، ص 135، ح 41.

حضرت فاطمه سلام الله علیها

*****شهادت مادرم افسانه نیست*****

 علت شهادت حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن


 از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.[1]

البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»
[3]

اما منابع اهل سنت:

1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]

همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]

2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»[6]

3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]

4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید:

«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:

«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]

این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[9]

5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادقعلیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبهخود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعلیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلبروشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]

ب. منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:

هنگامی که خواستند علی علیه‏السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمهعلیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اشصدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل هایتاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:

«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14]



اسناد :

1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.

2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.

3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24.

4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.

6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.

7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.

8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص252.

9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.

10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).

12- بحار الانوار، ج43، ص170.

13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267.

[14]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.

 منبع:
www.lb310.blogfa.com

 


Who was the Imam of Hazrat Fatemeh امام زمان حضرت فاطمه که بود؟


مطلبی که در زیر آورده شده مربوط به حضور علامه امینی در یکی از مجالس سنی هاست که که از زبان استاد معاونیان نقل میشه.فوق العاده زیباست .حتما بخونید و فایلشو که گذاشتیم دانلود کنید و ببینید و ببنید و ببنید.در ضمن لینک یوتیوبش هم رو گذاشتیم اگه نخواستید دانلود کنید اونو حتما نگاه کنید حتما نگاه کنید حتما نگاه کنید.

Imam Mohammad Bagher (AS): The tree of chastity is the Prophet Mohammad (S), its trunk is Imam Ali (AS), its root is Fatemeh (AS) (daughter of Prophet Mohammad), its fruits are Fatemeh’s children (Imams of Shia), its branches and leaves are the Shias of Fatemeh (AS)”.
There is true story about Allameh Amini (Author of Al-Ghadir).
Allameh Amini was invited by Sunni scholars for dining while he was in Mecca (I’m not sure in Mecca or Medina). He did not accept it in the 1st place, but they insisted. Therefore, he accepted with a condition that he would go just for dining, not for any discussion, as he was already known for his views. They accepted his pre-condition. They told themselves that when his coming, we would think what to do then!
In that session about 70-80 of Sunni great scholars who has memorized above 10 to 100 thousands Hadith were there.They ate & after dining, they wanted to engage him in to discussion and in this way defeat him, but Allameh Amini reminded them his rule that he was supposed to come just for dining. One of them told, well, he thinks it would be good if each one of the audiences quote a Hadith.
So, in this way, Allameh would be obliged to state a Hadith and that Hadith may could help them to start a discussion. Everybody stated a Hadith, and then it was Allameh’s turn. They asked him for a Hadith from Prophet Mohammad (S).
Allameh said that's ok but I would say a Hadith with one condition that after telling the Hadith, each of you should express your view about its reference and its correctness.
They accepted. Then, he said that Prophet Mohammad (S) said: “Whoever doesn’t know his Imam of his time and dies, has died as if he has died during ignorance age or as an atheist”.
Then he asked each of them about the correctness of the Hadith. All of them claimed that the Hadith is correct and there is no doubt about it in all Sunni reference books. Then Allameh said you all are agree with the correctness of the Hadith, well, I have just one question from you, Tell me, did “Fatemeh” know her Imam? And who was her Imam?  Who was the Imam of “Hazrat Fatemeh”? Nobody answered. They were scilent and after a while the just left one by one.
Allah knows that I had this discussion with a Sunni scholar in “Masjid Al Haram” and he was an expert & knowledgeable man. He was just laughing! I asked him, tell me the answer, and he just laughed.
I became angry and told him, what are you laughing at? He replied, I’m laughing at myself.
I told him, are you laughing at yourself? He replied, "Yes". I asked him why? Because I don’t know how to answer your question. If I say Fatemeh didn’t know her Imam of her time it means, she has died as unbeliever and atheist and that can’t be true that the ladyship of all the women in the world didn’t know her Imam.  Never, ever! If I say that she knew her Imam, then how can I say, Abu Bakr was her Imam while Bukhari in his book has written the fact that Fatemeh died while she was so angry at Abu Bakr & Umar, and it’s impossible for her to be angry at her Imam!
Fatemeh is our strongest reason. By Fatemeh, there is no place for hiding the truth. Hence, reviving of Fatemeh’s name and crying for her martyrdom is invitation to monotheism. Crying for Fatemeh and that burned door & fired house, is crying for the Holly Quran, which was burned!
They have killed Zahra, Mother of her Father, and wife of our master...
You Tube link

Download

حضرت فاطمه (سلام الله علیها )و حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف)

 

حضرت مهدی(عج) ادامه حضرت زهرا(س) و آیینه تمام نمای او است. اهداف حضرت مهدی(عج) اهداف حضرت فاطمه(س) و راه او، راه آن حضرت است. حضرت مهدی(عج) از فرزندان فاطمه(س)به شمار می رود. در روایت[1]، فاطمه(س) رحمت جهانیان خوانده شده است.

فاطمه(س) با نام مهدی(عج) شاد می­شد و با یاد او خود را تسلّی می­داد. بدون مهدی(عج) تحمل شهادت حسین(ع) بر فاطمه سنگین بود.

فاطمه(س) به چنین فرزندی می بالد و مهدی(عج) برچنین مادری فخر می فروشد.

بین این دو بزرگوار ارتباطی ویژه و مشابهت هایی وجود دارد که ابتدا به برخی از ارتباط­ها سپس به برخی ازتشابه­ها اشاره می کنیم:

1. حضرت مهدی(عج) فرزند حضرت فاطمه(س)

از مواردی که امامیه و غیر امامیه قبول دارند، این است که حضرت مهدی(عج) از فرزندان حضرت زهرا(س) است . در این زمینه، روایات فراوانی داریم که به یک نمونه اشاره می کنیم. پیامبر اعظم(ص) در روایت زیبایی ، دخت گرامی خود را به مهدی (عج) بشارت می دهد و می­فرماید: بشارت بر تو که مهدی از نسل تو است.

2. یاد مهدی(عج) تسلی دهنده خاطر حضرت زهرا(س)

هنگامی که پیامبر(ص) در بستر مرگ بود و حضرت زهرا(س) حال پدر را مشاهده کرد، گریست و کم کم صدایش بلند شد. پیامبر(ص) سربلند کرد و علت را جویا شد. حضرت زهرا(س) عرض کرد: بعد از شما از تباهی وضایع شدن دین و عترت می ترسم.

این جا بود که او را دلداری و تسلای خاطر داد به این که مهدی امت از نسل تو ظهور می کند و ریشه گمراهی را می­کَنَد.

3. فاطمه(س) الگوی مهدی(ع)

الگوسازی و شناساندن الگوی مناسب ازجمله روش­های اسلام برای ارائه برنامه زندگی و ارشاد به کمالات و مقام­های معنوی است.

خداوند متعالی، پیامبر(ص) وحضرت ابراهیم(ع) و پیروان واقعی او را الگو معرفی می کند.

درحدیث زیبایی، امام زمان مادر خود را الگوی نیکو معرفی می کند:

َ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة

برخی از تشابه­های این دو بزرگوار

1. حضرت زهرا(س) سرور زنان دو عالم و حضرت مهدی4 سرور خلق دو عالم است.

پیامبر(ص) فرمود: دخترم فاطمه (س) سرور زنان عالم از اولین و آخرین است و امام رضا(ع) لقب سید خلق را به فرزند گرامی­اش حضرت مهدی(ع) داد.

2- حضرت زهرا(س) طاهره و پاک و حضرت مهدی(عج) طاهر است

طاهره و طاهر لقبی است که پیامبر اعظم(ص) به دخترش فاطمه(س) و به فرزندش حضرت مهدی(عج) داد. پیامبر فرمود: آیا نمی دانی که دخترم پاک و پاکیزه است، و فرمود: خداوند در صلب امام عسکری(ع) نطفه ای مبارک، پاک و پاکیزه تعبیه کرد

3- هر دو وجود مبارک هستند

از القابی که حضرت زهرادارد مبارکه و از القاب حضرت مهدی (عج) مبارک است و هر دو وجود باعث خیر و برکت هستند.

4- در بسیاری از القاب دیگر نیز با هم تشابه دارند

او زکیه هست و او زکی

او طیبه هست و او طیب

او مطهره هست و او مطهر

او تقیه هست و او تقی

او نقیه هست و او نقی

او محدثه هست و او محدث

او منصوره هست و او منصور

او صدیقه هست و او صادق المقال (راست گفتار)

او صابره هست و او صابر

او معصومه هست و او معصوم

او نور اهل آسمان هست و او نور اهل زمین

او شفیعه قیامت هست او شفیع قیامت

هر دو، ستاره درخشان و کوکب دری هستند

هر دو، غوث و فریادرس هستند

هر دو، عنایت خاصی به زوار امام حسین (ع) دارند

هر دو در دنیا زهد دارند

هر دو از عابدان زمانه هستند

هر دو با انحراف­ها و بدعت­ها مبارزه می کنند

هر دو، غم خوار مسلمانان به ویژه شیعیان هستند

هر دو در ایثار بر دیگران مقدم هستند

هر دو، مورد علاقه شدید پیامبر هستند

5- حضرت زهرا (س) مظلومه هست و حضرت مهدی(عج) مظلوم است

در زیارات حضرت زهرا می خوانیم:

ُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظلُومَة

حضرت علی(ع) در ترسیم مظلومیت همسرش فرمود:

ُ إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص لَمْ تَزَلْ مَظْلُومَةً مِنْ حَقِّهَا مَمْنُوعَة

فاطمه دختر پیامبر(ص) همواره ستم دیده و از حق خود محروم بود.

حضرت علی(ع) در ترسیم مظلومیت و غربت فرزندش مهدی(عج) نیز می­فرماید:

صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ الشَّرِیدُ الطَّرِیدُ الْفَرِیدُ الْوَحِیدُ

صاحب این امر ، همان رانده شده دور شده یگانه و تنها است.

مرحوم میرجهانی می گفت: در عالم رؤیا، مادر مظلومم حضرت فاطمه صدیقه(س) را دیدم و ایشان سه بیت شعر فارسی خواند. وقتی بیدار شدم فقط یک بیت را به یاد داشتم و آن بیت این گونه است

«دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود

در این زمان دل فرزند من شکسته تر است»

بیایید با هم ، با شناخت آن­ها و عمل به وظیفه­ها­یمان در زمان غیبت ، این دو مظلوم را از مظلومیت برهانیم.

منبع:

www.hawzah.net


فاطمه علیهاالسلام از نگاه حضرت علی علیه‌السلام

حضرت فاطمه علیهاالسلام در آخرین لحظات عمر مبارک، وصایای خویش را به همسرشان می‌نمودند که "ای پسرعمو! تو هرگز مرا در دوران زندگی دروغگو و خائن نیافتی و هرگز با فرمانت مخالفت نکردم."

علی(علیه‌السلام) که شاهد درگذشت تنها یاور و تسلی بخش خود است، می‌فرماید: "پناه به خدا! تو داناتر و پرهیزگارتر و گرامی‌تر و نیکوتر از آنی که من به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را نکوهش کنم. دوری از تو و احساس فراقت بر من گران خواهد بود ولی گریزی از آن نیست. به خدا سوگند! با رفتنت مصیبت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را بر من تازه کردی. انالله و اناالیه راجعون از این مصیبت بزرگ و دردناک و تأثرآور و حزن انگیز!"(1)

دقت در کلام حضرت علی علیه‌السلام در این لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه علیهاالسلام می‌رساند. در نگاه امام علی علیه‌السلام فاطمه در چنان مرتبه والایی از زهد و خداترسی و عمل به احکام الهی قرار دارد که تصور مخالفت او با همسرش ممکن نیست. حضرت علی علیه‌السلام در پاسخ به ادعاهای بی اساس معاویه مبنی بر فضایل امویان در نامه‌ای می‌نویسد: "... دو سید جوانان اهل بهشت از ماست و "صبیة النار" از شماست، کودکانی که نصیب آنان آتش گردید. بهترین زنان جهان از ماست. و "حمالة الحطب"؛ آن که هیزم کشد برای دوزخیان از شماست. این فضلیت‌ها از ماست و آن فضیلت‌ها از شماست ... ."(2)
امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: "به خدا سوگند! ای جابر در آن روز فاطمه شیعیان و دوستانش را همانند پرنده‌ای که دانه خوب را از دانه بد جدا می‌کند، از بین جمعیت جدا می‌کند."

در شعری که به ایشان منسوب است می‌فرماید: "من به فاطمه و فرزندانش مباهات می‌کنم! آن گاه به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) افتخار می‌کنم در آن هنگام که فاطمه را به همسری من درآورد."(3)

شخصیت والایی چون حضرت علی(علیه‌السلام) به همسری بانوی جهان افتخار می‌کند و همسری با او را ملاک برتری خود و شایستگی‌اش بر رهبری اسلام می‌داند.


آیا میدانید

آیا میدانید هر که فاطمه(سلام الله علیها) را ناراحت کند پیامبر(صلی الله علیه و آله) را ناراحت کرده و هر که پیامبر را ناراحت کند خدا را نارحت کرده است


متن کامل خطبه فدک

زمانی که ابوبکر تصمیم گرفت که فدک را از فاطمه بازستاند و این مطلب و خبر به فاطمه ی زهرا سلام الله علیها رسید سر بند خود را بر بست و چادر خویش را برخود فرو پیچید و با جماعتی از زنان قوم و خدمتکاران خود به سوی مسجد روانه شد.


 در حالی که به شدت خویشتن را پوشانده بود و راه رفتنش به عینه و بدون هیچ نقصی به راه رفتن رسول خدا صلی الله علیه وسلم شبیه بود تا بر ابوبکر وارد شد در حالی که وی در میان عده ای از مهاجرین و انصار و غیر آنان نشسته بود. در این هنگام پرده ای بین او و دیگر مردمان آویختند و ایشان نشستند آنگاه ناله ای جانسوز از دل برآورد که همه ی مردم به گریه افتادند و مجلس و مسجد به سختی به جنبش در آمد آنگاه لختی سکوت فرمود تا فریاد و همهمه خاموش گردید و صدای گریه مردمان که همراه با ضجه بود ساکت شد و جوش و خروش آنان آرام یافت.

سپس کلام را با حمد و ثنای خدا آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد که مجددا در این هنگام صدای گریه ی مردم بلند شد وقتی که دوباره ساکت شدند کلام خویش را دنبال و سخن خود را ادامه داد: فاطمه ی زهرا سلام الله علیها چنین فرمود:

ادامه مطلب

شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) بنا به روایتی در سال یازدهم هجری قمری

 

            

 حضرت فاطمه زهرا(س) دختر رسول گرامی اسلام (ص) و همسر امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع)، یکی از بانوان قدسی عالم بشریت و مهتر زنان عالم است. پیامبر خدا (ص) درباره وی فرمود: ففاطمة حوراء فی صورة انسیّة، فاذا اشتقت الی الجنّة قبلت فاطمة، فأشمّ منها رائحة الجنّة ؛ فاطمه، حوری (بهشتی) است که به صورت انسان آفریده شده است. من هر گاه مشتاق بهشت می شوم، به نزد فاطمه می روم و بوی بهشت برین را از وی استشمام می کنم.

حضرت فاطمه (س)، آخرین فرزند رسول خدا (ص) از همسرش حضرت خدیجه کبری(س) است که در سال پنجم بعثت پیامبر(ص)، در مکه معظمه دیده به جهان گشود.

در ایام هجرت پیامبر(ص)، این بانوی شریف نیز به مدینه هجرت کرد و پس از مدتی، با پسر عمویش علی بن ابی طالب(ع) ازدواج نمود. ثمره ازدواج مبارک آثار آنان، دو پسر و دو دختر به نام های امام حسن مجتبی(ع)، امام حسین(ع)، زینب کبری(س) و ام کلثوم(س) می باشد. هم چنین در هنگام رحلت پدرش پیامبر خدا(ص)، به فرزند دیگری حامله بود که رسول خدا(ص) او را "محسن" نام نهاده بود. ولیکن پس از رحلت پیامبر(ص) ناملایمات فراوانی از اصحاب پدرش، به ویژه غاصبان خلافت اسلامی متحمل شد و بر اثر آن، جنین او سِقط و پیش از تولد، در رحم مادرش شهید گردید.

حضرت فاطمه(س) از آن پس بیمار شد و روز به روز حالش سخت تر گردید، تا این که در جمادی الاولیی سال یازدهم قمری دیده از جهان فروبست و روح ملکوتی اش به روح پاک و قدسی پدرش پیوست.

درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) اکثر مورخان و سیره نویسان شیعه متفقند که این حادثه جانسوز در ماه جمادی به وقوع پیوست، ولیکن در این که کدام یک از دو ماه جمادی الاولیی و جمادی الآخره بوده است، اتفاق نظر ندارند. زیرا برخی از آنان معتقدند که آن حضرت، پس از رحلت پدرش پیامبر(ص) تنها هفتاد و پنج روز و برخی دیگر می گویند نود و پنج روز زنده بود.

آن هایی که هفتاد و پنج روز را برگزیده اند، شهادتش را در روز سیزدهم جمادی الاولیی می دانند.

ابن أبی ثلج بغدادی در "تاریخ الأئمة(ع) " در این باره گفت: و اقامت (فاطمة الزّهراء ـس-) مع امیرالمؤمنین-ع- من بعد وفاة رسول الله(ص) خمسة و سبعین یوما.

علام طبرسی(ره) با این که می گوید: و بقیت (فاطمه-س-) بعده (رسول الله ـص-) خمسة و سبعین یوما، با این حال تاریخ شهادتش را در سوم جمادی الاخره می داند و در این باره گفت: توّفیت الزّهرا(س) فی الثّالث من جمادی الآخرة سنة احدی عشرة من الهجرة.

به نظر می آید که علت اختلاف اقوال علما درباره تاریخ شهادت آن حضرت، از دو چیز سرچشمه گرفته است:

اول این که آن حضرت پس از رحلت پیامبر(ص)، هفتاد و پنج روز زنده بود، یا نود و پنج روز؟ که این دو قول، معروف بین علما و مورخان ما است.

دوم این که رحلت پیامبر(ص) در چه تاریخی بوده است؟ آیا در روز بیست و هشت صفر واقع گردید و یا در روز دوازدهم ربیع الاولی (آن طوری که اهل سنت نقل می کنند)؟ هر یک از این دو قول، تأثیر خاصی در تعیین روز شهادت حضرت زهرا(س) خواهد داشت. علامه طبرسی در اعلام الوری، درباره مدت زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) پس از رحلت پدرش پیامبر(ص) و تاریخ شهادتش گفت: روایت شد که حضرت زهرا(س) در سوم جمادی الآخره، سال یازدهم از هجرت وفات کردو مدت نود پنج روز و یا چهار ماه پس از پدر بزرگوارش در جهان زندگی کرد.

البته قول های دیگری نیز درباره شهادت آن حضرت بیان گردید، که به خاطر عدم شهرت، اشاره ای به آن ها نمی کنیم.

به هر روی، این مسئله قابل تأمل و جای بحث و بررسی بیشتر و فنی تر است و مجال دیگری می طلبد. اما شیعیان و محبان اهل بیت(ع) به خاطر عشق و علاقه بی حد به خاندان پیامبر اکرم(ص)، هم در سیزدهم جمادی الاولیی و هم در سوم جمادی الآخره، در سوگ آن بانوی بزرگ عالم اسلام، سیاه پوش و عزادار می باشند. بدین جهت، دو ایام فاطمیه را گرامی می دارند.

سیزدهم جمادی الاولیی، نخستین روز فاطمیه اول است.

 

حجاب نزد فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
  • بحار/92/43 اول صفحه -
  • بحار/189/43 -
  • بحار1/81/43-
  • بحار/54/43

حدیث 5

ای دوستان اهل بیت خوب دقت کنید

 


حدیث 4

با اینکه عربیه ولی فهمیدنش زیاد سخت نیست شایدم اصلا شنیده باشیدش

 


حدیث 2(حضرت فاطمه سلام الله علیها)


حدیث 1(حضرت فاطمه سلام الله علیها